ترجمه "kuga" به فارسی
طاعون, لاب ‘تفا, خوره بهترین ترجمه های "kuga" به فارسی هستند.
kuga
دستور زبان
-
طاعون
Za nekatera ljudstva na daljnem severu je severni sij znamenje, ki napoveduje vojno in kugo.
برخی از مردم کشورهای شمالی مشاهدهٔ شفق آسمان را علامت جنگ یا طاعون میدانند.
-
لاب ‘تفا
-
خوره
nounIn bežali so od tebe kot da si kuga
مثل يه خوره رو اعصابته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kuga
-
طاعون
Kuga že več kot stoletje ni prizadela mesta.
شهر قرن هاست از شر طاعون در امان است
عباراتی شبیه به "kuga" با ترجمه به فارسی
-
طاعون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن