ترجمه "kuhati" به فارسی
پختن, آشپزی, حاضر کردن بهترین ترجمه های "kuhati" به فارسی هستند.
kuhati
-
پختن
verbZdaj bi morala doma kuhati večerjo za nas.
اون باید خونه باشه در حال پختن شام ما
-
آشپزی
nounAh, včasih sem tako rada kuhala z mojo sestro.
آه ، من خیلی دوست داشتم با خواهر هام آشپزی کنم.
-
حاضر کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مهیا کردن
- پخت و پز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuhati " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن