ترجمه "kup" به فارسی
بسته, بقچه, توده بهترین ترجمه های "kup" به فارسی هستند.
kup
دستور زبان
-
بسته
nounImela je kup trave in ni hotela prodajati sama.
اون ميخواست يه بسته مواد رو آب کنه و نميخواست که تنها باشه.
-
بقچه
noun -
توده
nounDal ga bom na vrh kupa, ki ga nikoli ne bom pogledal.
ميذارم روي توده ي روزمه هايي که هيچوقت نگاهشون نميکنم.
-
ترجمه های کمتر
- توده کاه
- دسته
- دودکش
- زیاد
- سیل کلمات
- سیلاب
- فراوان
- فراوانی
- مجموعه
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن