ترجمه "kura" به فارسی
مرغ, جوجه, کرک بهترین ترجمه های "kura" به فارسی هستند.
kura
دستور زبان
-
مرغ
nounV kraljestvu velikanov sem ukradel kuro, ki leže zlata jajca.
از سرزمين غول ها يه مرغ دزديدم که تخم طلا ميذاره
-
جوجه
nounOčka, obkolile so nas ljudožerske kure.
بابا ، من در محاصره جوجه هاي آدمخوار هستم
-
کرک
noun -
کلفت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kura" با ترجمه به فارسی
-
ماکیانسانان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن