ترجمه "mast" به فارسی

پیه, چربی بهترین ترجمه های "mast" به فارسی هستند.

mast
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیه

    Psalmist je govoril o takšnih ljudeh, ko je dejal: »Njihovo srce je brez čuta kakor mast

    مزمورنویس دربارهٔ اینگونه انسانها میگوید: «دل ایشان مثل پیه فربه است.»

  • چربی

    noun

    Razbarvanje beline v mojih očeh, vidni krogi masti okoli roženic.

    تغییر رنگ سفیدی چشمم رو ندیدی وگرنه متوجه حلقه های چربی دور قرنیه میشدی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mast " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mast" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mast" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه