ترجمه "moder" به فارسی

آبی, دانا, هنازرف بهترین ترجمه های "moder" به فارسی هستند.

moder دستور زبان
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبی

    adjective feminine

    Učiteljica angleščine se je zazrla vame s svojimi prodornimi modrimi očmi in mi je podala prazne zvezke.

    معلم انگلیسی کلاس هشتمم با چشمان آبی نافذش نگاهم کرد و دفترچه یادداشت خالی را دستم داد.

  • دانا

    adjective

    Poslušne učence je primerjal z modrim možem, ki je sezidal hišo na trdno skalo.

    او شاگردان مطیع خود را به مردی دانا تشبیه مینماید که خانهای بر سنگ بنا میکند.

  • هنازرف

  • ترجمه های کمتر

    • ābi
    • آنی
    • افسرده
    • بینا
    • تاریک
    • تسلی ناپذیر
    • تیره
    • تیزهوش
    • خردمند
    • خوشمزه
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلتنگ کننده
    • دلسرد
    • دژم
    • زنیر
    • زیرک
    • لاجوردی
    • ملالت انگیز
    • پریشان کننده
    • گستاخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه