ترجمه "naboj" به فارسی
فشنگ, انرژی روانی, صدور صورتحساب بهترین ترجمه های "naboj" به فارسی هستند.
naboj
-
فشنگ
nounPlaziš se po trebuhu, mladci pa streljajo slepe naboje nad glavo.
فقط روي شکمت مي خزي ، در حالي که نوجوون ها بالا سرت فشنگ مشقي شليک مي کنن.
-
انرژی روانی
noun -
صدور صورتحساب
noun -
گلوله توپ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naboj " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naboj" با ترجمه به فارسی
-
بار الکترون
-
بار رنگ
-
استعداد · کالیبر
-
بار الکترون
-
بار الکتریکی
-
پایستگی بار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن