ترجمه "napad" به فارسی
یورش, حمله, هجوم بهترین ترجمه های "napad" به فارسی هستند.
napad
دستور زبان
-
یورش
nounV enem od takšnih napadov so »majhno deklico« neusmiljeno, s silo ločili od njene bogaboječe družine.
یک بار آنان طی یک یورش، ‹دختری کوچک› را از خانوادهٔ خداترسش بیرحمانه جدا کردند.
-
حمله
nounDokončal je napad, ki smo ga poskušali ustaviti.
اون حمله رو کامل کرد وقتی دوستان من سعی داشتن جلوشو بگیرن.
-
هجوم
nounVojaka Jacksona je zadel šrapnel iz granate med napadom na sovražnikovo opazovalnico.
سرباز جکسون يک نارنجک انداخت تو مقر دشمن و هجوم برد تو.
-
کوشش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " napad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "napad" با ترجمه به فارسی
-
تشنج
-
حمله جستجوی فراگیر
-
حمله انتحاری
-
لحظه بحرانی
-
حادثه المپیک مونیخ
-
حمله فرهنگ لغات
-
لحظه بحرانی
-
حمله محرومسازی از سرویس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن