ترجمه "napasti" به فارسی
حمله کردن, مبادرت کردن, نزدیک کردن بهترین ترجمه های "napasti" به فارسی هستند.
napasti
-
حمله کردن
verbNjegov invalidni prijatelj me je napadel od zadaj.
و اون دوست چلاقش از پشت بهم حمله کرد و منو کوبيد و زد.
-
مبادرت کردن
verb -
نزدیک کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " napasti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن