ترجمه "predsednica" به فارسی
رئیسجمهور, رئيس, رئیس جمهور بهترین ترجمه های "predsednica" به فارسی هستند.
predsednica
-
رئیسجمهور
noun -
رئيس
Kot predsednica študentov sem skušala biti zgled.
و طبق ارتباط رئيس و مردم سعي کردم يه مثالي در خودم قرار بدم
-
رئیس جمهور
nounGa. predsednica, to bi lahko bil zelo dobro usklajen napad.
خانم رئیس جمهور خیلی خوب میشه ی حملرو ترتیب بدیم
-
پرزیدنت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " predsednica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن