ترجمه "predstavnik" به فارسی

سخنران, سخنگو بهترین ترجمه های "predstavnik" به فارسی هستند.

predstavnik
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخنران

    noun

    Na odru pozdravite njihovega predstavnika.

    خواهش میکنم سخنران گروه را روی صحنه بپذیرید

  • سخنگو

    noun

    Na zborovanju Jehovovih prič v Londonu je televizijski poročevalec vprašal predstavnika Prič, ali so Jehovove priče pravi kristjani.

    در یکی از کنگرههای شاهدان یَهُوَه در لندن یک خبرنگار تلویزیون از یک سخنگو سؤال کرد که آیا شاهدان یَهُوَه حقیقتاً مسیحی هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " predstavnik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "predstavnik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه