ترجمه "prekiniti" به فارسی
ادامه ندادن, بس کردن, تمام کردن بهترین ترجمه های "prekiniti" به فارسی هستند.
prekiniti
-
ادامه ندادن
verb -
بس کردن
verbDvoboj tvojega očeta bi moral prekiniti.
من بايد مبارزه دادن با پدرت رو بس ميکردم.
-
تمام کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دست کشیدن
- دور انداختن
- قطع کردن
- مانع شدن
- منقطع کردن
- موقوف شدن
- نوبت داشتن
- نوبت شدن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prekiniti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن