ترجمه "premor" به فارسی
توقف, درنگ, سکون بهترین ترجمه های "premor" به فارسی هستند.
premor
-
توقف
nounBilly, takoj ko bo naredil premor za začetek streljanja, bomo pobegnili.
بیلی ، به محض اینکه برای شلیک توقف کرد فرار می کنیم
-
درنگ
noun -
سکون
noun
-
ترجمه های کمتر
- غیر دائم
- مدت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " premor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن