ترجمه "razpustitev" به فارسی
انحلال, برهم خوردگی بهترین ترجمه های "razpustitev" به فارسی هستند.
razpustitev
-
انحلال
noun21 Z razpustitvijo Sovjetske zveze decembra 1991 je severni kralj utrpel hud poraz.
۲۱ با انحلال اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر سال ۱۹۹۱، پادشاه شمال شکست سختی خورد.
-
برهم خوردگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " razpustitev " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن