ترجمه "signal" به فارسی
سیگنال, علامت, سیگنال بهترین ترجمه های "signal" به فارسی هستند.
signal
-
سیگنال
In ta signal je potem ponovno pretvorjen v tok podatkov visoke hitrosti.
و این سیگنال الکتریکی دوباره به یک جریان داده با سرعت بالا تبديل ميشود.
-
علامت
nounRekla je, da bo poslala signal, če so informacije točne.
گفت اگه اطلاعات خوبي گير آورد علامت ميده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " signal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Signal
-
سیگنال
Signal bo zaustavila za ravno toliko, da bomo ustavili čarovnijo pred nadaljnjo uporabo.
قراره به قدر کافی سیگنال رو گیر بندازه تا اون مدل جادو عليه هيچکس عمل نکنه
عباراتی شبیه به "signal" با ترجمه به فارسی
-
موج حامل
-
محصول
-
بازه ضربان قلب
-
پردازش سیگنال دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن