ترجمه "sila" به فارسی
نیرو, قدرت, اداره کارگزینی بهترین ترجمه های "sila" به فارسی هستند.
sila
دستور زبان
-
نیرو
nounTi sili delujeta v atomskem jedru in sta močan dokaz za vnaprejšnji preudarek.
این دو نیرو در هستهٔ اتم عمل میکنند، و بخوبی گواه آنند که از پیش طراحی شدهاند.
-
قدرت
nounZver, ki jo je videl Daniel, predstavlja rimsko svetovno silo.
وحشی که دانیال دید سمبل قدرت جهانی روم بود.
-
اداره کارگزینی
noun
-
ترجمه های کمتر
- انرژی
- زور
- پرسنل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sila " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sila
-
نیرو
nounدرسی
Zmožnost uničiti planet ne pomeni nič v primerjavi s Silo.
قابلیت منهدم کردن سیارات در برابر قدرت ماورایی نیرو ناچیزه.
عباراتی شبیه به "sila" با ترجمه به فارسی
-
نیروهای نظامی
-
حمله جستجوی فراگیر
-
شبه نیرو
-
نیروی کشندی
-
نیروی درونمولکولی
-
جاذبه · جاذبه زمین · قوه جاذبه
-
تعداد کارگر · مردها · نیروی انسانی · نیروی کار
-
ارتش · جمعیت · لشگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن