ترجمه "simbol" به فارسی
نماد, سمبل, مظهر بهترین ترجمه های "simbol" به فارسی هستند.
simbol
-
نماد
nounKo pa se bližamo osemdesetim, ponovno začnemo uporabljati tiste simbole.
هنگامی که به پایان دهه هشتاد رسیدیم، شروع به تغییر دوباره نماد ها کردیم.
-
سمبل
Krščanska ikonografija, a tudi poganski simbol za Zemljo.
يک پيکرنگاري مسيحي ، اما براي زمين يک سمبل کفر غير مسيحي هم استفاده شده.
-
مظهر
nounKakor koli že, ta orjaški spomenik je bil simbol babilonskega imperija.
در هر حال، این بنای یادبود مظهر امپراتوری بابل بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simbol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Simbol
-
نماد
nounSimboli za točno in netočno...
حالا ما نماد درست يا غلط رو داريم
عباراتی شبیه به "simbol" با ترجمه به فارسی
-
نشان شیمیایی
-
شکلک
-
نشان ملی
-
نماد واحد پول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن