ترجمه "veteran" به فارسی
جانباز, دامپزشک, گرگ باران دیده بهترین ترجمه های "veteran" به فارسی هستند.
veteran
-
جانباز
nounOn je torej ranjeni vojni veteran, ki se je vrnil iz Iraka?
پس حالا يه جانباز جنگيه که تو عراق زخني شده ؟
-
دامپزشک
noun -
گرگ باران دیده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veteran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Veteran
-
جانباز
nounOn je torej ranjeni vojni veteran, ki se je vrnil iz Iraka?
پس حالا يه جانباز جنگيه که تو عراق زخني شده ؟
عباراتی شبیه به "veteran" با ترجمه به فارسی
-
دامپزشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن