ترجمه "vid" به فارسی
بینا, بینایی, بینش بهترین ترجمه های "vid" به فارسی هستند.
vid
-
بینا
nounFarizeji ne morejo sprejeti dejstva, da je Jezus povrnil vid slepemu človeku, zato k sebi pokličejo njegova starša.
فَریسیان نمیتوانستند بپذیرند که عیسی نابینایی مادرزاد را بینا ساخته باشد. پس والدین او را فراخواندند.
-
بینایی
nounPomislite zdaj na neko živahno najstnico, ki nenadoma izgubi vid.
حالا به سرگذشت دختر نوجوان و پرشوری میپردازیم که ناگهان بینایی خود را از دست میدهد.
-
بینش
noun
-
ترجمه های کمتر
- دید
- رویت
- مشاهده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vid
-
بینایی
Vid je nekaj, kar počnemo zelo dobro.
بینایی یکی از بهترین کارهایی است که ما میکنیم.
عباراتی شبیه به "vid" با ترجمه به فارسی
-
بینایی رایانهای
-
نمود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن