ترجمه "Baba" به فارسی

پدر, بابا, پدر بهترین ترجمه های "Baba" به فارسی هستند.

Baba
+ اضافه کردن

شونایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدر

    noun

    عضو درجه یک خانواده و مسئول اول

    Baba vangu vanopiwa mbiri mune izvi, kuti munoramba muchibereka zvibereko zvakawanda uye munozviratidza kuva vadzidzi vangu.

    جلال پدر من آشکارا میشود به اینکه میوهٔ بسیار بیاورید و شاگرد من بشوید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Baba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

baba noun
+ اضافه کردن

شونایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بابا

    noun

    Mukomana wacho anofunga nezvazvo kwekanguva, obvunza kuti, “Baba, ndiani akasika Mwari?”

    پسرک مدتی در فکر فرو میرود و سپس میپرسد: «بابا، خدا را چه کسی ساخت؟»

  • پدر

    noun

    Paakaudza baba vake nevakoma vake hope dzechipiri, havana kuzvifarira.

    هنگامی که یوسف خواب دوم را برای پدر و برادرانش تعریف کرد، آنان واکنش بهتری نشان ندادند.

اضافه کردن

ترجمه های "Baba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه