ترجمه "Basa" به فارسی
شغل, کار, کار بهترین ترجمه های "Basa" به فارسی هستند.
Basa
-
شغل
nounBasa renyika: Wanyura mubasa rako zvokuti kunamata kwava kumboiswa padivi here?
شغل: آیا چنان غرق شغلتان شدهاید که فعالیتهای روحانی در زندگیتان دیگر اولویت ندارد؟
-
کار
nounBasa ravo guru nderekudyisa, kukurudzira, uye kuzorodza makwai aMwari.
کار اصلی آنها تغذیه و تشویق کردن گوسفندان خدا و تجدید قوای آنهاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Basa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
basa
-
کار
nounChokwadi, basa rokuparidza pacharo rinobatanidza zvinopfuura kungozivisa shoko raMwari.
میدانیم که کار موعظه تنها به معنی ترویج بشارت خدا نیست.
عباراتی شبیه به "Basa" با ترجمه به فارسی
-
اعتصاب
-
بازنشستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن