ترجمه "Chirimo" به فارسی

بهار, بهار بهترین ترجمه های "Chirimo" به فارسی هستند.

Chirimo
+ اضافه کردن

شونایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهار

    noun

    Chirimo chakatevera, hofisi yebazi yakatikumbira kuenda kuGaspé Peninsula, iri kumahombekombe eCanada ari kumabvazuva.

    بعد از آن در فصل بهار دفتر شعبه از ما تقاضا کرد یک سفر پیشگامی در سرتاسر گسپه پنینسولا در سواحل شرقی کانادا داشته باشیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Chirimo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

chirimo
+ اضافه کردن

شونایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهار

    noun

    Muminda mune zviyo sezvo chiri chirimo.

    بهار بود و در کشتزارها محصول آمادهٔ برداشت بود.

اضافه کردن

ترجمه های "Chirimo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه