ترجمه "asistent" به فارسی

آسیستان, دستیار بهترین ترجمه های "asistent" به فارسی هستند.

asistent noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلبانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیستان

  • دستیار

    noun

    Kur nuk jam duke luftuar varfërinë, jam duke luftuar zjarrin si asistent i kapitenit në një kompani vullnetare të zjarrit.

    زمانی که با تنگدستی نمی جنگم، در جنگ با آتش هستم به عنوان دستیار کاپیتان یک شرکت آتش نشانی داوطلب.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asistent " به فارسی

  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "asistent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه