ترجمه "Azija" به فارسی
آسیا, Âsiyâ, آسيا بهترین ترجمه های "Azija" به فارسی هستند.
Azija
-
آسیا
properU Aziji, na primer, mediji izveštavaju da očajni pacijenti nabavljaju organe sa okrutnog crnog tržišta.
به عنوان مثال در آسیا، رسانهها گزارش دادهاند که بیماران ناامید از بازار سیاه بیرحم عضو تهیه میکنند.
-
Âsiyâ
-
آسيا
I tako, sve u svemu, proveo sam godinu dana u jugoistočnoj Aziji.
خب ، همونطور که گفتم يه سالي رو در جنوب شرق آسيا گذروندم
-
قاره ئ آسیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Azija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Азија
-
آسیا
properМеђутим, Азија је место на ком видимо да се мегаградови спајају.
اما در آسیا میتوان واقعاً به هم پیوستن کلانشهرها را مشاهده کرد.
-
آسيا
азија
-
آسیا
properМеђутим, Азија је место на ком видимо да се мегаградови спајају.
اما در آسیا میتوان واقعاً به هم پیوستن کلانشهرها را مشاهده کرد.
تصاویر با "Azija"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن