ترجمه "Drug" به فارسی
رفیق, دوست, دوست بهترین ترجمه های "Drug" به فارسی هستند.
Drug
-
رفیق
nounDruže nikada više neću doći u ovaj klub.
.رفیق دیگه عمرا نمیام این کلوپ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Drug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
друг
-
دوست
nounТвој друг је увредио мога друга, и треба се извинити.
اين رفيق کوچولوت به دوست من توهين کرده و بايد عذرخواهي کنه
drug
-
دوست
nounNjegovi drugovi iz škole jedva da ga prepoznaju.
دوستان مدرسهای آن پسر بدشواری میتوانند چهرهٔ او را تشخیص دهند.
-
رفیق
nounAli će mi biti potrebno više vremena za bravu, druže.
ولی یکم وقت بیشتر برای این قفل میخوام, رفیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن