ترجمه "administrator" به فارسی
سرپرست, سرپرست بهترین ترجمه های "administrator" به فارسی هستند.
administrator
-
سرپرست
nounAko stavite izvršnog administratora u tim, oni postaju značajno bolji.
اگر شما سرپرست اجرایی برای تیمتان بگذارید، آنها بطور قابل توجهی بهتر خواهند بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " administrator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
администратор
-
سرپرست
nounНе могу да уклоним програм. Програм је глобалан и једино га администратор система може уклонити
قادر به حذف برنامه نیست. برنامه سراسری است و فقط میتواند توسط سرپرست سیستم حذف شود
عباراتی شبیه به "administrator" با ترجمه به فارسی
-
نقش مدیر
-
سرپرست سیستم · مدیریت سیستم
-
سرپرست رایانه
-
سرپرست شبکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن