ترجمه "blizanac" به فارسی
دو قلو, همزاد, دوقلو بهترین ترجمه های "blizanac" به فارسی هستند.
blizanac
-
دو قلو
Dobio je blizance sa ženom koja živi iza ugla.
اون با یکی از زن های اطراف یه بچه دو قلو داره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blizanac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
близанац
-
همزاد
noun -
دوقلو
један од два потомка рођена из исте трудноће.
Морамо сазнати који близанац је убио Реналда.
خب ، بايد بفهميم که کدوم يکي از دوقلو ها " رئونالدو " رو کشته ، درسته ؟
-
دو قلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن