ترجمه "bor" به فارسی
کاج, بور, کاج بهترین ترجمه های "bor" به فارسی هستند.
bor
-
کاج
nounJedan od problema koje trenutno imaju je izumiranje belokorog bora.
یکی از مسائلی که در حال حاضر با آن مواجه هستند مرگ و میر کاج ساق سفید است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
бор
-
بور
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
-
کاج
noun
Бор
Бор (митологија)
-
کاج
noun
عباراتی شبیه به "bor" با ترجمه به فارسی
-
تریفلورید بور
-
نیترید بور
-
تریبرمید بور
-
بور تریاکسید
-
تریس(پنتافلوئوروفنیل)بور
-
ترییودید بور
-
آرسنید بور
-
کربید بور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن