ترجمه "brod" به فارسی

جهاز, كشتی, ناو بهترین ترجمه های "brod" به فارسی هستند.

brod
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهاز

    noun
  • كشتی

  • ناو

    noun

    Ovo je bog ptica vezan za vojni brod.

    این پرنده یک خداست که به یک ناو جنگی بسته شده است.

  • کشتی

    noun

    Ja sam taj koji je doveo tvoj brod na ovaj otok.

    من همون کسی هستم که کشتی شما رو آورد به این جزیره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

брод
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتی

    noun

    Службено је уписано да је брод напустио Кабинду празан.

    به صورت رسمی ثبت شده بود که اون کشتی خالی بندر رو ترک کرد.

  • جهاز

    noun
  • كشتی

  • ترجمه های کمتر

    • قایق
    • ناو
Брод
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبستان (کلیسا)

اضافه کردن

ترجمه های "brod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه