ترجمه "crna" به فارسی

سياه, سياه, سیاه بهترین ترجمه های "crna" به فارسی هستند.

crna
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    Zatim ovaj treći cvet koji nikne, zdrobimo i stavljamo u ove crne vrećice.

    وقتي گل سومش در اومد ، خرد ميکنيم ميريزيم تو پوست سياه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

црна
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    noun

    Ако је половина лука црна од трулежи, онда је то труо лук.

    اگر نصف ِ پياز سياه و گنديده باشه اون پياز گنديدست.

  • سیاه

    adjective noun

    боја

    Ово изгледа како очекујемо да црна рупа изгледа.

    این شبیه آن چیزی است که از سیاه چاله انتظار داریم.

تصاویر با "crna"

عباراتی شبیه به "crna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه