ترجمه "cunami" به فارسی

آبْلَرْزه, سونامی, آبْلَرْزه بهترین ترجمه های "cunami" به فارسی هستند.

cunami
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبْلَرْزه

  • سونامی

    noun

    Na dan cunamija, on je bio zadužen da osigura da su brane od cunamija zatvorene.

    روز سونامی، او در واقع مسئول این بود که از بسته بودن دریچه های سونامی اطمینان حاصل کنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cunami " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

цунами
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبْلَرْزه

  • سونامی

    noun

    Снажни цунами погодио је мисијску област Сендаи - почистивши све на свом путу: аутомобиле, куће, фабрике и поља.

    یک سونامی عظیمی به منطقۀ 'سندای' فراریز شد—همه چیز را در سر راهش بُرد، اتومبیلها، خانه ها، کارخانه ها، و مزارع.

  • ابلرزه

تصاویر با "cunami"

اضافه کردن

ترجمه های "cunami" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه