ترجمه "dugme" به فارسی

تکمه, دگمه, دگمه بهترین ترجمه های "dugme" به فارسی هستند.

dugme
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکمه

    noun
  • دگمه

    noun

    Onda pritisnem ovo dugme i bum, konfete i

    که من فقط اين دگمه رو فشار ميدم بوووم و جرقه ميزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dugme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

дугме
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • دگمه

    noun

    Пусти мене, пусти мене да стиснем дугме."

    و وقتی در رو بست، مادربزرگ گفت، "نه، نه، نه، بگذار من دگمه رو فشار بدم".

  • تکمه

    noun
Дугме
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکمه

    noun

عباراتی شبیه به "dugme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dugme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه