ترجمه "hormon" به فارسی

هورمن, ورمون, هورمون بهترین ترجمه های "hormon" به فارسی هستند.

hormon
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • هورمن

    noun

    Ako je nivo hormona nadbubrežne žlezde stalno nizak, nadomesticemo.

    اگه سطح هورمن غدد فوق کليه هميشه پايين باشه ، ما جايگزين مي کنيم

  • ورمون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hormon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

хормон
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • هورمون

    Али је проблем што тај тест не говори колико је тај хормон активан.

    خب، ولی مشکل اون آزمایش اینه که به شما نمیگه که اون هورمون چقدر در بدن شما فعال است.

عباراتی شبیه به "hormon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hormon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه