ترجمه "intervju" به فارسی

مصاحبه, گفتگو, مصاحبه بهترین ترجمه های "intervju" به فارسی هستند.

intervju
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصاحبه

    noun

    Ispostavilo se da je taj sastanak bio moj oproštajni intervju.

    مشخص شد که آن جلسه مصاحبه اخراج من است.

  • گفتگو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intervju " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

интервју
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصاحبه

    noun

    Током наше мисије једном сам пратила мужа када је отишао на интервју са човеком пред крштење.

    در طول مأموریّت مان، یکبار همراه شوهرم برای مصاحبه با مردی برای تعمیدش رفتم.

  • گفتگو

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "intervju" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه