ترجمه "izmet" به فارسی

پخ, گه, مدفوع بهترین ترجمه های "izmet" به فارسی هستند.

izmet
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • پخ

    noun
  • گه

    noun

    Belgijanci piju vino, ali pseći izmet miriše dobro.

    بلژيکي شراب مي نوشه, اما گه سگ بوي خوبي داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " izmet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

измет
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدفوع

    отпадни продукт

    Морала бих да видим диносаурусов измет.

    بايد مدفوع دايناسور رو ببينم.

  • پخ

    noun
  • گه

    noun

عباراتی شبیه به "izmet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "izmet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه