ترجمه "jesti" به فارسی

خوردن, khordæn, خوردن بهترین ترجمه های "jesti" به فارسی هستند.

jesti
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    Onda sam dobila dar da mislim, dar da se pomeram, da dišem i dar da jedem i pijem.

    بعد هدیه فکر کردن، هدیه حرکت کردن، هدیه نفس کشیدن و هدیه غذا خوردن و نوشیدن را داشتم.

  • khordæn

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jesti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

јести
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوردن

    verb

    За оне који не знају, под талибанском влашћу, илегално је јести сладолед.

    برای برخی از شما که این را نمیدانید، خوردن بستنی در حکومت طالبان غیرقانونی بود.

تصاویر با "jesti"

اضافه کردن

ترجمه های "jesti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه