ترجمه "mrav" به فارسی

مورچه, مورچه, مور بهترین ترجمه های "mrav" به فارسی هستند.

mrav
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورچه

    noun

    Drugi mravi rade kao ratari, uzgajajući i obrađujući „useve“ nekih gljivica.

    برخی مورچهها زارعند و به کاشت و پرورش قارچ میپردازند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mrav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

мрав
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورچه

    noun

    Али тамо је један мрав који ми се супротставио.

    اما يه مورچه اونجا بود که جلوي من ايستاد.

  • مور

    noun

تصاویر با "mrav"

اضافه کردن

ترجمه های "mrav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه