ترجمه "putovati" به فارسی

سفر کردن, مسافرت کردن, سفر کردن بهترین ترجمه های "putovati" به فارسی هستند.

putovati
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر کردن

    verb

    Mislila sam da ćeš do sada da se navikneš tako da putuješ.

    فکر کردم هنوزم داري به سفر کردن هات ادامه ميدي.

  • مسافرت کردن

    Pa, malo sam putovao, ali nisam mogao toliko na sever.

    مسافرت ميکردم ، و فقط جور نشد که بيام شمال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " putovati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

путовати
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر کردن

    verb
  • مسافرت کردن

اضافه کردن

ترجمه های "putovati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه