ترجمه "rog" به فارسی

شاخ, شاخ بهترین ترجمه های "rog" به فارسی هستند.

rog
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Nekako, ostali su mu antilopini rogovi na nosu.

    به طريقي ، شاخ گوزني به بيني او چسبيده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

рог
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Везув није Церов рог који нуди велику награду.

    وسوويوس شاخ سريس ( خداي کشت از ديد رومي ها ) نيست که, رحمت بي پايان رو ارزاني بداره

اضافه کردن

ترجمه های "rog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه