ترجمه "tron" به فارسی

تخت, سریر, عرش بهترین ترجمه های "tron" به فارسی هستند.

tron
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخت

    noun

    Sultan Mehmed je po drugi put na tronu.

    سلطان محمد ، مجدداً به تخت نشسته است.

  • سریر

    noun
  • عرش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

трон
+ اضافه کردن

صربی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخت

    noun

    Један гриз и ја и ти ћемо коначно да делимо трон.

    يک گاز و درنهايت تاج و تخت بينمون تقسيم ميشه.

  • سریر

    noun
  • اریکه

  • عرش

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "tron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه