ترجمه "bobi" به فارسی

سینه, پستان بهترین ترجمه های "bobi" به فارسی هستند.

bobi
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun

    Na ini 1993 datra kon si taki a ben abi kanker na en bobi.

    در سال ۱۹۹۳ دانیِل به سرطان سینه مبتلا شد.

  • پستان

    noun

    دو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن

ترجمه های "bobi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه