ترجمه "frow" به فارسی

خانم, زن بهترین ترجمه های "frow" به فارسی هستند.

frow
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانم

    noun

    Fu di a frow ben wani taki fu Bijbel, meki Venicia bigin studeri nanga en.

    آن خانم مشتاق بود که در مورد کتاب مقدّس گفتگو کند و وِنِسیا شروع به مطالعه با او کرد.

  • زن

    noun

    Di Kenneth begi fu bigin a studie, a frow bigin krei baka.

    وقتی کِنِت برای شروع مطالعهٔ کتاب مقدّس دعا میکرد، آن زن دوباره شروع به گریه کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن

ترجمه های "frow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه