ترجمه "kaw" به فارسی

ماده, ماده گاو, گاو بهترین ترجمه های "kaw" به فارسی هستند.

kaw
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماده

    adjective noun

    Smoko, kaw pinangnoto, èn gebroiki drug foe prisiri ede no de gi kresten.

    استعمال دخانیات، جویدن تنباکو و مصرف مواد مخدر به جهت لذت، برای مسیحیان صحیح نیست.

  • ماده گاو

    noun
  • گاو

    noun

    Na ini a fosi dren, Farao ben si seibi fatu kaw èn baka dati seibi mangri kaw.

    فرعون در اوّلین خواب هفت گاو سالم را دید که به دنبال آنها هفت گاو مریض میآمدند.

  • ترجمه های کمتر

    • گاو اخته
    • گاوماده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

Kaw
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو شیری

اضافه کردن

ترجمه های "kaw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه