ترجمه "pikin" به فارسی

بچه, کوچک بهترین ترجمه های "pikin" به فارسی هستند.

pikin adjective noun
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    Sensi a pikin gebore, a de na mindri sma di man taki a tongo fu a kondre dati.

    گوش این بچه از زمان کودکی با واژههایی که اطرافیان او صحبت میکنند آشنا میشود.

  • کوچک

    noun

    Sakina ben bigi èn a ben stampu, ma mi ben pikin èn mi ben mangri.

    سَکینا هیکلی درشت و تنومند داشت، برعکس من که کوچک و لاغراندام بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن

ترجمه های "pikin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه