ترجمه "son" به فارسی

khorshid, آفتاب, برخی بهترین ترجمه های "son" به فارسی هستند.

son noun
+ اضافه کردن

تاکی‌تاکی-فارسی فرهنگ لغت

  • khorshid

  • آفتاب

    noun

    Te a son e skèin tapu a pilari, dan wan skaduw e kon tapu a trapu.

    هنگامی که اشعهٔ آفتاب بر ستون میتابید، سایهٔ آن روی پلهها میافتاد.

  • برخی

    A yari 2000 de moro prenspari srefi gi memre fu son relisi grupu.

    سال ۲۰۰۰ بویژه برای اعضای برخی از گروههای مذهبی حائز اهمیت بسیار است.

  • ترجمه های کمتر

    • خورشید
    • هور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن

ترجمه های "son" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه