ترجمه "Irung" به فارسی

بینی, بینی, دماغ بهترین ترجمه های "Irung" به فارسی هستند.

Irung
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینی

    noun

    عضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Irung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

irung noun
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینی

    noun
  • دماغ

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Irung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه