ترجمه "salaki" به فارسی
شو, شوهر, شوی بهترین ترجمه های "salaki" به فارسی هستند.
salaki
noun
-
شو
nounTeu siga salaki, cita-cita abdi mah lain jadi misionaris.
من برخلاف همسرم، هرگز نمیخواستم میسیونر شوم.
-
شوهر
nounهمسر زن
Kitu ogé, pamajikan nu boga iman nu sajati ”kudu hormat ka salaki”.
بدین سان نیز، زنی که دارای ایمان حقیقی است، «باید شوهر خویش را حرمت نهد.»
-
شوی
noun -
شی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salaki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن