ترجمه "suku" به فارسی

لنگ, پا, قدم (پا) بهترین ترجمه های "suku" به فارسی هستند.

suku
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگ

    adjective noun
  • پا

    noun

    ngumbah suku murid-murid-Na: Keur urang Israil baheula, sendal téh geus umum.

    شستن پاهای شاگردان: در اسرائیل باستان، به پا کردن صندل بسیار معمول بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Suku
+ اضافه کردن

سوندایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قدم (پا)

  • پا

    noun adposition

    ngumbah suku murid-murid-Na: Keur urang Israil baheula, sendal téh geus umum.

    شستن پاهای شاگردان: در اسرائیل باستان، به پا کردن صندل بسیار معمول بود.

اضافه کردن

ترجمه های "suku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه