ترجمه "Anorexi" به فارسی
بیاشتهایی, بیاشتهایی, بی اشتهایی بهترین ترجمه های "Anorexi" به فارسی هستند.
Anorexi
-
بیاشتهایی
Jag var extremt noga med maten och fick både anorexi och bulimi.
همچنین رژیم غذایی سختی داشتم و در نتیجه به بیماریهای آنورکسی (بیاشتهایی) و بولیمی (پرخوری) مبتلا شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Anorexi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
anorexi
noun
دستور زبان
-
بیاشتهایی
Jag var extremt noga med maten och fick både anorexi och bulimi.
همچنین رژیم غذایی سختی داشتم و در نتیجه به بیماریهای آنورکسی (بیاشتهایی) و بولیمی (پرخوری) مبتلا شدم.
-
بی اشتهایی
noun -
بیاشتهایی عصبی
-
کم اشتهایی
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن