ترجمه "Bur" به فارسی
قفس, قفس, زندان بهترین ترجمه های "Bur" به فارسی هستند.
Bur
-
قفس
nounJag låste in henne i en bur nedgrävd i marken.
گولش زدم و توي يه قفس زير زمين حبسش کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bur
noun
common
w
دستور زبان
-
قفس
nounJag låste in henne i en bur nedgrävd i marken.
گولش زدم و توي يه قفس زير زمين حبسش کردم.
-
زندان
nounDe burar in honom igen bara han går mot rött.
کيس يه قضايايي داره که اگه چيزي بشه ميره زندان
تصاویر با "Bur"
عباراتی شبیه به "Bur" با ترجمه به فارسی
-
مارتین ون بورن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن